دزد
دزد چارلی چاپلین : « شما هرگز یک دزد را به خانه تان دعوت نمی کنید ؛ پس چرا اجازه می دهید افکاری کــــه شادی شما را می دزدنــــد در ذهنتان سکنا گزینند » .
رقیب
ای رقیب ! ای دشمن من ! دشمن جان و تن من !برده ای زیبای ما را خود گرفتی جای ما رالعل لب او نوش تو گرمای عقل و هوش توراز وفاداری چو من می خواند او در گوش تو جان تو جان او جانم قــــــربان او
شیدایی
شیدایی 1 عشق تودیشب در دل من خانه می کرد بـــر بام دل ، مرغ سعادت لانه می کــــرد 2 موی پریشان مـــــــرا در ســـردی شب دستان گـــــرمی آفرینت شانه می کــــرد 3 دیوار دوری می شکست و سیل دیـــدار دنیای غمگین مـــــــرا ویرانه می کـــــــرد 4 در سایه روشن های شب،شوق نگاهت هـــــر آشنا را با دلـــم
یک ملّت
آیت الله دکتر سیّد محمّد حسینی بهشتی ، شخصیّت ارجمند انقلاب اسلامی ایران یک ملّت امام خمینی : « بهشتی یک ملّت بود برای ملّت ما » .
رستگار شدم
محلّ ضربت خوردن امام علی ع در مسجد کوفه سوگند به خدای کعبه که رستگار شدم
کَللِه ای
نمایی از کَللِه ای ، زادگاه باستانی من کَللِه ای هَـــر ایل گَلَردیم یانــــوآ دوعا اِلَـــــردیم جانـــــوآ هِللَنَــــردیــــم اِیوانـــــوآ مَنیم بِشیگیم کَللِه ای اِویم اِشیگیم کَللِه ای هژبر پاکزاد
اعتدال
جز اعتدال راه دیگری وجود ندارد دکتر حسن روحانی ، رئیس جمهوری : « چرا برخی از ما لحنمان را اصلاح نمی کنیم ؟ و چرا نمی دانیم با چـه لحنی می خواهیم با دولت ، با منطقه و با دنیا صحبت کنیم ؟ با لحن تند به جایی نمی رسیم . والله جز اعتدال راه دیگـری وجود ــ ندارد . برخی از ماکــــــه
پناه
پناه 1 ز هجر تو روز و شب ندارم ؛ قسم به نامت علی (ع) ! در این جدایی ، تویی قرارم ؛ قسم به نامت علی (ع) ! 2 گل امیدم ز دوری تو ، به غم نشسته ؛ بیا که در خیالم ، تویی بهارم ؛ قسم به نامت علی (ع) ! 3 چو یادم آید ، غریبی تو ، زمان فرماندهی
نامه ی سرگشاده
مایکل مور ، مستندساز آمریکایی برنده ی جایزه ی اسکار نامه ی سرگشاده مایکل مور ، مستندساز برنده ی جایــــزه ی اسکار در نامـه ی سرگشاده به مردم آمریکا : « آمریکایی هــــای میهن پرست مشغول بـــــه کار در دولت ، دستگاه های اجرایی یا بخش خصوصی! چنانچه در زمینه ی ارتکاب جر
دل ! اگر خداشناسی
دل ! اگر خداشناسی دل اگر خداشناسی ، همه در رخ علی ع بین به علی ع شناختم من ، به خدا قسم خدا را شهریار
افسوس !
افسوس ! چارلی چاپلین : « افسوس هرچه سعی کردم مردم بفهمند ، فقط خندیدند ! » .
محمّد بَی جعفری
آقای محمّد جعفری ، روستاوند سجهرودی و خویشاوند گرامی محمّد بَی جعفری سوجاهرنن موحتَرَم آق سَققَلی