خرید بک لینک

در محضر مولانا

نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم ؟

در این سرای فنا چشمه ی حیات منم ؟

و گر به خشم روی صد هزار سال ز من

به عاقبت به من آیی که منتهات منم ؟

نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی ؟

که نقش بند سراپرده ی رضات منم ؟

نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی ؟

مرو به خشک که دریای باصفات منم ؟

نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو ؟

بیا که قدرت پرواز پـــــرّ و پات منم ؟

نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند ؟

که آتش و تبش گرمی هوات منم ؟

نگفتمت که صفت های زشت در تو نهند ؟

که گم کنی که سرِ چشمه ی صفات منم ؟

نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت

نظام گیرد خلّاق بی جهات منم ؟

اگر چراغ دلی ، دان که راه خانه کجاست

و گر خداصفتی ، دان که کدخدات منم

این غزل جزو شاهکارها و بهترین های دیوان شمس است .

تقدیم به استاد هژبر پاکزاد

میرزا قدیمی

برچسب: نویسنده: سارا امیری تاريخ: شنبه 7 مرداد 1396 ساعت: 15:02

صفحه بندی