خرید بک لینک

عهد نابسامان

1 ای عهد نابسامان ! یادی نکردی از من

دیدی میان طوفان ، یادی نکردی از من

2 دیدی که بی نصیبم ، در چنگ ناامیدی

با یک امید پنهان ، یادی نکردی از من

3 سویت نگاه کردم ، یعنی که یاریم کن

با دیدگان گریان ، یادی نکردی از من

4 بس دیدم از تو بیداد ؛ ماندم در انتظارت

امّا برای جبران ، یادی نکردی از من

5 در سالیان تردید ، باد ریا چو پیچید

تهمت زنی شد آسان ، یادی نکردی از من

6 با آرزوی دولت ، در دامن طبیعت

دیدم غم فراوان ، یادی نکردی از من

7 در کام بی پناهی ، دیدی که بس غریبم

دنیا مراست زندان ، یادی نکردی از من

8 چون یار نیمه راهی ، پیمان خود شکستی

در سایه سار وجدان ، یادی نکردی از من

9 درد دل پریشم ، پیچید بر من امّا

گاهی برای درمان ، یادی نکردی از من

10 با سنگ نانجیبان ، قلبم که شیشه ای بود

بشکسته شد ز بنیان ، یادی نکردی از من

11 رسم رفاقت ای دهر ! با چشم خویش دیدم

کز پایگاه امکان ، یادی نکردی از من

12 آمد چو سیل حسرت ، احساس ناشکیبم

ویرانه گشت ، ویران ؛ یادی نکردی از من

13 تا بارگاه خورشید ، رفتم به دستبوسی

در مشهد خراسان ، یادی نکردی از من

14 مهرآوران دوران ، رفتنــــد از کنارم

با یاد خیر آنان ، یادی نکردی از من

15 نظمی سرودم از دل ، گفتم هژبر شعرم

تنهای کوی عرفان ؛ یادی نکردی از من

هژبر پاکزاد

25 آذر 1395 خورشیدی

ــــــــــــــــــــــــــــــ

* از دیوان « سپهر سخن »

برچسب: نویسنده: سارا امیری تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 15:08

صفحه بندی